سلام
امروز روز خیلی خوبی بود. از اول واستون کامل بگم:
صبح طرفای ساعت ۱۰:۳۰ بیدار شدیم با سایه ساعت ۱۲:۳۰ بود تقریبآ که از خونه زدیم بیرون به بهانه این که من کلاس دارم سایه می خواهد بره ارایشگاه ابروهاش رو برداره. رفتیم من اول پرسیدم که شنبه کلاس چی دارم بعد هم رفیتیم یه جای مشتی
قلیون کشیدیم بعد یه سر خونه شیوا اینا ساعت ۵:۳۰ قرار با نجمه .۵:۴۵نشستن کافی شاپ ۶ امدن میلاد امیر و امیر حسین شروع به خندیدن تــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا ساعت ۸:۳۰ البته امین و وهاب هم تو این برهه زمانی امدن پیشمون و کلی خندیدیم خیلی ها و کلآ بهمون خوش گذشت.

راستی یادم رفت ظهر هم به مهرزاد زنگ زدم. مهرزاد یه دوست خوب تهرانیه که شهررضا درس میخونه و من شدیدآ دوستش دارم.

الان هم خستم چون هم موهای پرستو رو رنگ کردم هم موهای یلدا رو.

میلاد اینا هم امشب وصل نیستن رفتن یللی تللی

من هم حوصله ام سر رفته خسته هستم اما خوابم نمیاد.
به هر حال بالا برین پایین بیییان من دوستتون دارم.

گلی خانم جون
سلام...
برای جواب سوالت همون انتقال آرشيو...
من اول بايد چند تا چيز رو بدونم
۱- وبلاگ قبليت مال کجا بوده
۲- حدودا چند تا مطلب داری تو وبلاگ قبلیت
۳- آرشيوهای گذشته زياد به درد ما بلاگ اسکايی ها نميخوره... آخه اگر بهشون سر نزنن پس از مدتی حذف ميشن... می خوای چه کار...
در آخر بگم که آره ميشه يه کارايی کرد...
سلام گلی خانم جون... بابا تو چقدر دوست و آشنا داری ؟ خدا زیاد کنه ولی اگه منظورت اینه که خوانندهات تو ذهنشون بمونه باید بگم که من یکی که عمرن!!! گلی خانم جون تو هم اگه به چپ و راست هم که بری بازم من دوستت دارم...
ببین یا اگه دوست داری تمپلیتت رو برام بفرست منم ویرایش می کنم و بعدش میفرستم خودت سیو کن
دیگه نیازی به پسورد هم نیست
چی چیم رو بفرستم چیکار کنی؟
اوا بابا زیر دپلم حرف بزن من سر در بیارم