سلام
الان شیرازم و البته شدیدآ گیجم خیلی گیج. در استانه سر کار رفتن همه نقشه هام به باد رفت مامان شدیدآ مریض شده نمی تونه از جاش بلند شه و من با کثافتیه تمام به این فکر میکنم که نمی تونم تو این خونه زندگی کنم نمی تونم ادم هاش رو تحمل کنم حتی اگر احساس کنم بهم احتیاج دارن. حالا یکی به من بگه درصد پستیم چقدره خودم نمی تونم محاسبه اش کنم.
خدا بهم رحم کنه این چند روز رو به بدترین حالت ممکنه خواهم گذروند از اون مدلها که دیگه حتی نمیشه به مسخره گفت دچار یاس فلسفی شدم. یه طوفان حسابی+ بارون شدید و البته رعد و برق. فقط امیدوارم خسارت جانی نداشته باشه چون اینقد قاطیم که ترجیح میدم یه تیغ بردارم و رگ دو تا دستم رو بزنم شاید هم اینقد شجاع باشم که شاهرگم رو بزنم که دیگه هیچ راه نجاتی نباشه.
یکی نیست با مشت بکوبه تو دهنم که دل خودم هم خنک بشه؟
گلی
سلام
این حرفها چیه خدا داره امتحانت می کنه پس ناشکری نکن
این روزهای بدم بالاخره تموم میشه باور کن
نکنه یه موقع مهرزاد .....
نه خدا نکنه
بلند شو و یا علی بگو همه چیز درست میشه