سلام
با کارهای احقانه و بچه گانه ام مهرزاد رو از خودم رنجوندم و دورش کردم اینقد ازم دور شده که دیشب کاملآ راضی بود که از هم جدا بشیم. از دیشب تا حالا چی بهم گذشته نمی دونید شاید یک ساعت خوابیدم از بس گریه کردم چشمام باز نمی شه.
خدا کنه بتونه ببخشدم خیلی اذیتش کردم خیلی.
اینقد اذیت شده که به دوست داشتنم شک کرده اما نمی دونه تو دنیا فقط اونو دارم دیشب از ته دلم از خدا خواستمش خواستم بهش یه نیروی مهربانیه بیشتری عطا کنه که بتونه ببخشدم بتونه تحملم کنه تا یکم وضعیتم فرق کنه.
صبح هم هرچی زنگ زدم اول گوشی رو برنمیداشت الان هم تقریبآ نیم ساعت که تلفن مشغول هست.
خدایا به بزرگیت قسمت میدم یه کاری کن بتونه من و ببخشه بشه همون مهرزاد سابق قول میدم اذیتش نکنم خواهش میکنم خدا.
گلی
بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه بدان می نگری...هیچ چیز وهیچ کس در این دنیا وجود ندارد که دیدنش به باز کردن تمام چشم بیرزد....نه من هرگز نمی نالم .قرن ها نالیدن بس است.میخواهم فریاد کنم. اگر نتوانستم ، سکوت می کنم.خاموش مردن بهتر از نالیدن است... ببخشید ولی چرا اینقد می نالی همه مشکل دارند نه فقط تو ادم از تو ضعیف تر ؟ فکر نکم باشه چیه داری تو وبلاگ هر چی مشکل داری می نویسی که چی بشه فکر می کنی که مشکلت اینجوری حل میشه؟؟ نه بد تر میشه به جای این کار ها به فکر چاره باش
سلام گلی جون
نمی دونم مشکلت با مهرزاد حل شد یا نه امیدوارم دوباره اگه حدااقل نمی خواد بهتر شه مثل اولش شه خیلی دلم گرفت واقعا ناراحت شدم به من خبر بده خیلی نگرانتم گلی حتما باشه
جمال مینالم چون تو دنیای واقعی کسی نیست باهاش درد دل کنم ضعیفم یا نه نمیدونم فقط وقتی اینجا حرف میزنم اروم میشم.
زهرا جان دعا که همینطور بشه اگه بهتر نمیشه حداقل مثل قبل بشه.